چمر مراسمی آئینی و سنتی

  

سرزمين ايلام با حوزه سياسي فعلي به  واسطه همجواري با استانهاي همچون كرمانشاه،لرستان و خوزستان تنوعي از نژادها وگويشهاي ايراني را در خود جاي داده است مردماني كه در اين ديار مي زيسته اند به مانند ساير مناطق همجوار  داراي فرهنگي قوي وآيينهاي سنتي خاص خود بوده كه گاهي از همسايگان خويش به عاريت گرفته و به آن رنگ و بوي محلي داده اند آيين سنتي (چمر) يكي از اين رسوم محلي است

اجراي مراسم اّييني (چمر) در بين جامعه عشايري غرب كشور از ريشه هاي اعتقادي و برخاسته از متن مفاهيم ارزشي اين قوم مايه مي گيرد كه براي تكريم و تجليل نمودن از فقدان شخصيتها، انسانهاي مصلح و خدا جو ، دلاور وشجاع ، متهور و مورد احترام اقشارمردم بر پا مي شود  

     واژه(چمر):

  در لغت نامه هاي مختلف در برابر واژه چمر تعابير و معاني گوناگوني بيان گرديده كه مجموعاً معاني مشترك و مشابهي را شامل مي شود در فرهنگ مردوخ  چمر به معناي دايره و حلقه و(چه مه ري) را دهل عزا ذكر نموده است در لغت نامه دهخدا چمر به معني آشكار و ظاهر و در فرهنگ عميد به معناي محيط و دايره و هر چيز دايره مانند ذكر شده است بطور كلي واژه چمر مي تواند از كلماتي مانند (چه مه ره))يعني (چشم به راه ) و منتظر كسي يا مسافري بودن و يا (چم وچمانن)به معناي خم و خم شدن (كنايه از پشت از غم دولا شدن )گرفته شده باشد.

   تعريف چمر:

 چمر نوعي مراسم ويژه سنتي و نمايش تصويري و عيني از آيين مرثيه اي و عزاداري محلي است كه مي توان آن را در  قلمرو تعزيه به شمار آورد در مقدمه مقاله  (مراسم چمر در ايلام ) نوشته آقايان فرخي و كيايي چنين آمده است كه : اين سوگ-آواز پيشينه اي كهن دارد , با اساطير آغاز دوره نوسنگي ارتباط مي يابد كه در ايران ، فينيقيه و اسكندريه اين مراسم را بعد از برداشت گندم يعني زمان خشكيدن گياهان انجام مي دادند.

  مراسم چمر را به فاصله يك تا سه هفته بعد ازمرگ متوفي انجام مي دهند و سبب اين تاخير آن است كه صاحب عزا پيك هايي را به مناطق و اطراف مي فرستد تا از طوايف و تيره هاي كه با آنان ارتباط دارند براي شركت در اين مراسم دعوت به عمل  آورند،براي انجام مراسم چمر احتياج به انجام يك سري كارهاي مقدماتي است كه مهمترين آنها عبارتند از:

 

  

ادامه نوشته

::: پوشش محلي ايلاميان :::

زبان وگویش های مردم استان ایلام 2

محدوده‌اي كه اينك به نام « استان ايلام» معروف است، از ديرباز محل زندگي كردها بوده است . از خلال اشارات تاريخي در مي‌يابيم كه؛ پس از شكست ساسانيان ، عمر « قيس بن سلمه الاشجعي» را مأمور جنگ با كردان ماسبذان و صيمره كرده است. لازم به توضيح نيست كه ماسبذان و صيمره دو شهرواقع در محدوده استان ايلام فعلي بوده‌اند كه اولي در محدوده شهرهاي ايلام، ايوان و شيروان‌چرداول به انضمام مناطق گرمسيري همجوار بوده است و دو كرسي نشيني به نام‌هاي سيروان( در محلي منطبق با روستاي سراب كلان شهرستان شيروان چرداول) و اريوجان (منطبق با زرنه ايوان) داشته است. و دومي مركز ايالت مهرجان قذق واقع در نواحي جنوبي استان بوده است.
مؤلف كتاب الفصوص الفخريه نير نوشته است: « اكراد قبايل بسيارند و آنها در كوههای ماسبذان و حوالی آنجا مي ‌باشند.»

ادامه نوشته

هوره آوائی باستانی

 

ئمروو ده رووژه تاسه ي توم كه رده ن
بيـزار بـوم ژه گيـان رازييم و مه رده ن
ئه ر تاسه ت نه كه م  تاسه ي دلم بووگ
ئـه ر ويـرت نـه كـه م تـوكـاولـم بــووگ

برگردان به فارسي:
چند روزي است كه دور از تو و به ياد توام، در اين روزها از جان خويش بيزارم و ميل به مردن دارم.
دلم همواره بياد توست، اگر تورا به فراموشي بسپارم كور و نابينا گردم.

ئمشـه و ديمـه خـاو قولـه ي ره  يينـم
قه يه م ره نجان كرد هاته و سه ريـنم
هــاتـه  و  ســه  رينــم   وه ده  وايـگــه
يه ي جامي شه روه ت وه شه فاي گه وه
ده س داوه زولفان سياي عه مبه ر بوو    
هـه ر چيـگ مال ديرم نـه  زر بالاي بوو
نه زر بالات بود ده رده گه ت وه خوه م
قيـافـه ي عه  زيز  هـه والپرسـه گـه م

برگردان به فارسي:
امشب به خواب ديدم كه قبله و دلبر زيباي من خرامان خرامان به بالينم آمد.
بر بالينم نشست و با خود شربت و دوا و شفا به همراه داشت.
 دست بر گيسوان خوشبوي خويش كشيد. اي كه هرچه مال و دارايي دارم فداي قامت رعنايت باد.
اي خوش سيماي من! خويش  و همه دارايي هايم، به فدايت باد اي كه همواره احوال مرا مي پرسي.


« سحـــرم دولـت بيــدار به بـاليــن آمـد
گفـت برخيز كه آن خسرو  شيرين  آمـد
قدحي دركش و سر خويش به تماشا بخرام
تــا  ببينـي  كـه  نگارت بـه  چـه  آييـن  آمـد
شــادي يـار پـر چـهــره بـده بــاده  نـاب
كــه مـي لعـل دواي دل غمـگيــن آمــد »
«حافظ »


هوره :
هوره ساده ترين، ابتدايي ترين و اصيل ترين گونه موسيقي است كه اكنون به تكثر و هزارگونه گي زباني و كيفي در آمده است.
ما ايرانيان بخصوص مردمان كردزبان غرب كشور اين گونه ابتدايي  و اصيل آواز را هوره مي ناميم، كلمه هوره و نامگذاري آن قدمتي حدوداً 7000 ساله دارد و به دوران پيامبري حضرت زردتشت مي رسد در ”گات هاي يسنا“ كه بخش مهمي از اوستا كتاب مقدس زرتشتيان مي باشد بصورت منظوم نگاشته شده و لذا در آن زمان، مردم براي خواندن آن و نيايش اهورا مزدا آوازي را سر داده كه آنرا هوره ناميده اند، هوره نداي حق طلبي بوده و كرداري نيك، پنداري نيك و گفتاري نيك را آواز كرده است.

منبع:وبلاگ ایلام سرزمین کوهستان

ادامه نوشته

آشنایی با موسیقی و رقص کردی (مردم شناسی)

 

 گروه رقص باوه یال ایلام (عکس از غلامی)

موسيقي كردي از ديرباز داراي ويژگي، غنا، ريشه و اصالت بوده است و به صورت سينه به سينه نقل شده است.

علاوه بر شناخت انواع ريتمهاي موسيقي و ملوديهاي كردي شناخت انواع رقص- هاي كردي كه با موسيقي كردي همگام هستند به دور از لطف نيست و نیز رقص کردی که نمادی از اتحاد و حمله به دشمن میباشد .

رقصهاي محلي كردي عشيره‌اي ، مي‌توان از ريشه‌دارترين و كهن‌ترين رقصها دانست، "هل پرين" يا رقص كردي در گذشته تنها با هدف آماده‌سازي و تقويت نيروي جسماني و روحي مردم مناطق كردنشين انجام مي‌شد.

مردمان اين مناطق در گذشته‌هاي نه چندان دور همواره شاهد جنگهاي قبيله‌اي بودند و همين امر حفظ و آمادگي هميشگي را طلب مي‌كرد لذا مردمان اين مناطق در وقفه‌هاي بين جنگها و به مناسبتهاي مختلف دست در دست يكديگر آمادگي رزمي و شور و همبستگي پولادين خويش را به رخ دشمنان مي‌كشيدند.

رقص كردي را يك رقص رزمي مي‌دانند كه داراي صلابت و متانتي خاص بوده و يادآور يكپارچگي اين مردمان غيور در تمامي ادوار مي‌باشد.

امروزه مجموع اين رقصها را "چوپي" مي‌گويند كه معمولا به صورت دسته‌جمعي اجرا مي‌شوند.

/

ادامه نوشته